رد شدن به محتوای اصلی

قهرمان های آدمهای کوچک

نادانی رو به خردمندی کرد و گفت فلان شخص ، ثروتمندترین مرد شهر است . باید از او آموخت و گرامیش داشت .
خردمند خندید و گفت فلانی کیسه اش را از پول انباشته آنگاه تو اینجا با جیب خالی بر او می بالی و از من می خواهی همچون تو باشم ؟!
نادان گفت خوب گرامیش مدار ، بزودی از گرسنگی خواهی مرد .

خردمند خندید و از او دور شد . از گردش روزگار مرد ثروتمند در کام دزدان افتاد و آنچه داشت از کف بداد و دزدان کامروا شدند . چون چندی گذشت همان نادان رو به خردمند کرد و گفت فلان دزد بسیار قدرتمند است باید همچون او شکست ناپذیر بود . و خردمند باز بر او خندید و فردای حرف نادان دزد به چنگال سربازان فرمانروای اسیر شده ، برهنه اش نموده و در میدان شهر شلاقش می زدند که خردمند دید نادان با شگفتی این ماجرا را می بیند . دست بر شانه اش گذاشت و گفت عجب قهرمانهایی داری ، هر یک چه زود سرنگون می شوند و نادان گفت قهرمانهای تو هم به خواری می افتند . خردمند خندید و گفت قهرمانان من در ظرف اندیشه تو جای نمی گیرند ، همین جا بمان و شلاق خوردن آن که گرامیش می داشتی را ببین ، و با خنده از او دور شد .
اندیشمند کشورمان ارد بزرگ می گوید : قهرمان های آدمهای کوچک ، همانند آنها زود گذرند .


برگرفته : اینجا شب نیست

http://injashabnist88.blogfa.com/post-32.aspx

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

ارد بزرگ در مورد پایندگی و دوام زایش یک پنداشت می گوید :

ارد بزرگ (Orod Bozorg) در مورد پایندگی و دوام زایش یک پنداشت می گوید : هیچ آغازی را مزاری نیست چرا که همواره در حال دگرگونی و رشد است . سایت فلسفه و نگاه ارد بزرگ http://falsafeheorodbozorg.blogspot.com

با شایعات و خبرهای نادرست چه کنیم ؟

دفعه بعد که شایعه ای رو شنیدید و یا خواستید شایعه ای را تکرار کنید این فلسفه را در ذهن خود داشته باشید! در یونان باستان سقراط به دلیل خردودرایت فراوانش موردستایش بود. روزی فیلسوف بزرگی که از آشنایان سقراط بود،با هیجان نزد او آمد و گفت: سقراط میدانی راجع به یکی ازشاگردانت چه شنیده ام؟ سقراط پاسخ داد: "لحظه ای صبر کن. قبل از اینکه به من چیزی بگویی از تو میخواهم آزمون کوچکی را که نامش سه پرسش است پاسخ دهی." مردپرسید: سه پرسش؟ سقراط گفت: بله درست است. قبل از اینکه راجع به شاگردم با من صحبت کنی، لحظه ای آنچه را که قصد گفتنش را داری امتحان کنیم. اولین پرسش حقیقت است. کاملا مطمئنی که آنچه را که می خواهی به من بگویی حقیقت دارد؟ مرد جواب داد: "نه، فقط در موردش شنیده ام. "سقراط گفت:" بسیار خوب، پس واقعا نمیدانی که خبر درست است یا نادرست. حالا بیا پرسش دوم را بگویم، "پرسش خوبی" آنچه را که در مورد شاگردم می خواهی به من بگویی خبر خوبی است؟ "مرد پاسخ داد:" نه، برعکس… "سقراط ادامه داد:" پس میخواهی خبری بد درمورد شاگردم که حتی درمورد آن مطمئن هم ...

جلد چهارم کتاب آرمان نامه ارد بزرگ به قلم فرزانه شیدا

بعُد سوم (آرمان نامه ارد بزرگ) فر گرد *خرد و دانش* بعُد سوم (آرمان نامه ارد بزرگ) فر گرد *آغاز* بعُد سوم (آرمان نامه ارد بزرگ) فر گرد *پیمان* بعُد سوم (آرمان نامه ارد بزرگ) فر گرد *بدگویی* بعُد سوم (آرمان نامه ارد بزرگ) فر گرد *هنجارها* بعُد سوم (آرمان نامه ارد بزرگ) فر گرد *خنده* بعُد سوم (آرمان نامه ارد بزرگ) فر گرد *شایستگان* بعُد سوم (آرمان نامه ارد بزرگ) فر گرد *هیچ* بعُد سوم (آرمان نامه ارد بزرگ) فر گرد *آینده یک نظام سیاسی* بعُد سوم (آرمان نامه ارد بزرگ) فر گرد *فروتنی* بعُد سوم (آرمان نامه ارد بزرگ) فر گرد *بخت* بعُد سوم (آرمان نامه ارد بزرگ) فر گرد *انتقام* بعُد سوم (آرمان نامه ارد بزرگ) فر گرد *ترس* بعُد سوم (آرمان نامه ارد بزرگ) فر گرد *خوار نمودن*